فایل – 
ارائه یک مدل برای طراحی سیستم‌هایی با قابلیت کاربری و اعتماد بالا- قسمت ۱۴

 
 
HCI، نظم در طراحی، ارزیابی و پیاده سازی سیستم‌های محاسبه تعاملی در جهت قابلیت استفاده با مطالعه پدیده‌های عمده اطراف آنها است. (کارد[۱۶۶] و دیگران، ۱۹۹۶)
HCI یک فیلد میان رشته‌ای است و به طور کلی در چند دهه اخیر تحت تأثیر تحقیقات در فیلدهایی مانند ارگونومیک، علم شناختی، علم کامپیوتر، علوم اجتماعی و هنر و علوم انسانی قرار گرفته است.
این تأثیرات چگونگی نظم موجود در طراحی را به تصویر می‌کشد. ککتن[۱۶۷] اشاره می‌کند که دیسیپلین در سال‌های ۱۹۷۰، سیستم محور[۱۶۸] در سال‌های ۱۹۸۰، کاربر محور، در سال‌های ۱۹۹۰، مفهوم محور[۱۶۹] و در آغاز دهه جدید ارزش محور[۱۷۰] بوده است. (ککتن، ۲۰۰۴)
قابلیت کاربری به عنوان «اصطلاح حرفه‌ایHCI » توصیف می‌شود. (تیمبلبی[۱۷۱]، ۲۰۰۷) اگرچه تفاوت در تعریف آن به نظر فعالین در این زمینه وابسته است. کوتاز و کالواری[۱۷۲] (۲۰۰۸) بیان می‌کنند که مهندسی نرم افزار قابلیت کاربری، یک ویژگی ذاتی سیستم است که در آن سیستم می‌تواند فی‌نفسه قابل کاربرد و یا غیر قابل کاربرد باشد. برای مثال قزی و دیگران[۱۷۳] (۲۰۰۳) قابلیت کاربری سیستم نرم افزاری را درصورتیکه کاربران بشری آن، آن را به سادگی استفاده کنند، مثبت ارزیابی می‌کند. (تیمبلبی، ۲۰۰۷) لاوسن[۱۷۴] (۲۰۰۵) قابلیت کاربری را به عنوان ترکیب شش فاکتور زیر در نظر می‌گیرد: مناسب برای استفاده، آسان برای یادگیری، بازده بالای وظیفه، آسان در به خاطر سپاری، رضایتمندی کاربران، درک توانایی.
بالعکس، ارتباطات HCI، قابلیت کاربری را نه تنها به عنوان یک ویژگی ذاتی سیستم بلکه به عنوان یک مفهوم زمینه‌ای در نظر می‌گیرند. بدین معنی که قابلیت کاربری در ارتباط با زمینه استفاده سیستم است که یک سیستم فی‌نفسه قابل کاربرد یا غیر قابل کاربرد محسوب می‌شود. (کوتاز و کالواری، ۲۰۰۸)
ISO 9241-11 این طبیعت زمینه‌ای را در تعریف قابلیت کاربری در نظر می‌گیرد مانند اینکه تا چه حد یک محصول می‌تواند توسط کاربران ویژه برای رسیدن به اهداف ویژه با کارایی و کارآمدی و رضایت در یک زمینه استفاده ویژه، استفاده شود. (ISO. ISO 9241-11)
شکل ۳-۲ روابط میان کامپوننت‌های مختلف قابلیت کاربری را توصیف می‌کند. آنچه که استاندارد سیستم کاری[۱۷۵] ارائه می‌دهد: یک سیستم از کاربران، تجهیزات، وظایف و محیط اجتماعی و فیزیکی به قصد بدست آوردن اهداف ویژه تشکیل شده‌است. (ISO. ISO 9241-11)

رویکردهای کاربر محور

فلسفه طراحی توسط اغلب حرفه‌ای‌های قابلیت کاربری به عنوان طراحی کاربر محور پذیرفته شده‌است. معرفی این لغت در زبان طراحی به دونالد نورمن نسبت داده شده‌است که او آن را فلسفه نیازها و علاقه‌مندی کاربر با تأکید بر ایجاد محصول قابل استفاده و قابل فهم می‌داند.
شکل ۳-۲- چهارچوب قابلیت کاربری ISO 9241 – ۱۱ (ISO. ISO 9241-11)
شکل ۳-۳- فعالیت‌های طراحی کاربر محور (ISO. ISO 9241-11)
طراحی کاربر محور الگوی غالب طراحی رابط‌های تکنولوژی و سیستم‌های نرم افزاری است. زمانی که بحث در مورد نیاز به رویکرد‌های کاربر محور است، اغلب به مقالات HCI که اصول کلیدی گولد و لویز[۱۷۶] (۱۹۸۵) در تولید سیستم‌های کامپیوتری مفید و با استفاده آسان را شامل می‌شوند اشاره دارند گولد و لویز بر اساس تجربیاتشان در IBM، اصول زیر را در طراحی پیشنهاد می‌دهند:
تمرکز ابتدایی روی کاربران و وظایف، اندازه‌گیری عملی، طراحی تکرارشونده.
این اصول، شبیه به اصول طراحی مبتنی بر بشر ISO/IEC می‌باشد: (ISO. ISO/IEC 27001)
درگیری فعال کاربران و فهم کامل کاربر و نیازهای او
تخصیص مناسب عملیات میان کاربران و تکنولوژی
راه حل‌های طراحی تکرار شونده
طراحی “چند محوره[۱۷۷]
چندین پروسه طراحی قابلیت کاربری توجه به مرکزیت کاربر دارند که شامل طراحی هدف گرا[۱۷۸] (کوپر[۱۷۹] و دیگران، ۲۰۰۷) طراحی زمینه‌ای[۱۸۰] (بیر[۱۸۱] و هلتزبلت[۱۸۲]، ۱۹۹۸) و طراحی استفاده محور[۱۸۳] (کنستانتین[۱۸۴]، ۲۰۰۶) می‌شود. این پروسه‌ها با فعالیت‌های طراحی بشر محور ISO13407 عکس۳-۳ ناسازگار نیستند.

اهداف

کوپر و دیگران (۲۰۰۷) هدف را چگونگی انتظار از شرایط نهایی تعریف می‌کنند. هدف را به عنوان دستاوردی که به سوی آن حرکت می‌کنیم یا نگهداری می‌شود در نظر می‌گیرد.
کوپر و دیگران(۲۰۰۷) معتقدند که هدف کاربر ممکن است هدف تجربی (بیان می‌کند که چگونه احساس خواهند شد)، هدف نهایی (انگیزه انجام یک وظیفه را بیان می‌کند) یا هدف زندگی (رویاهای شخصی را بیان می‌کند) باشد. اهداف دیگر مانند اهداف کسب و کار یا مشتری نیز وجود دارد.

وظایف و سناریوها

کاربران وظایف را انجام می‌دهند. فعالیت‌ها نیازمند رسیدن به هدف هستند. (ISO. ISO 9241-11) برای درک اثر قابلیت کاربری وظایف، آنالیز وظایف انجام می‌شود. آنالیز وظایف نگران کارائی کار است و کارائی مترادف با تعداد فعالیت‌های مورد نیاز برای رسیدن به هدف است. خروجی آنالیز وظیفه یک یا چند مدل است که چگونگی انجام کار را توصیف می‌کند.
مثال‌هایی از تکنیک‌های آنالیز وظایف شامل HTA[185] (جان انت، ۲۰۰۴) و GOMS[186] و آنالیز وظیفه سناریو محور[۱۸۷] (گو[۱۸۸] و ام. کارول[۱۸۹]، ۲۰۰۴) می‌باشد. از میان این روش‌ها، سناریوها بیشتر استفاده می‌شوند. سناریوها و داستانها در مورد افرادی که فعالیت‌ها را ا

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

نجام می‌دهند است. (راسن[۱۹۰] و کارول، ۲۰۰۲) مدت این داستان، طبیعت افراد و نوع اطلاعات تکمیلی براساس زمینه پیاده سازی شده در هر سناریو، متفاوت است.
برای مثال علاوه بر توصیف روایی کارهای کاربر، سناریو‌های تعامل کاربر توصیف شده در (راسن و کارول، ۲۰۰۲) شامل عناصر دیگری مانند تنظیم سناریوی بازیگران شرکت کننده، اهداف بازیگران و اطلاعات تکمیلی در مورد وقایع خارجی است. سناریو‌های این‌چنینی به عنوان تصویری از توصیف اینکه چگونه افراد ممکن است از تکنولوژی طراحی شده برای انجام تعدادی ازفعالیت‌های خود استفاده کنند، استفاده می‌شود و می‌توانند برای روشن کردن جنبه‌های تاریک‌تر استفاده از تکنولوژی نیز استفاده شود.
برتری کلیدی سناریوها این است که آنها می‌توانند برای تسهیم دانش در مورد وظایف در هر سطحی از
انتزاع استفاده شوند و می‌توانند در یک ساختار روایی ارائه شوند. بنابراین سناریوها یک زبان جهانی در طراحی کاربر محور هستند و می‌توانند در همه مراحل طراحی قابلیت کاربری، استفاده شوند. علاوه براین، همه اعضای تیم پروژه می‌توانند با سناریوها ارتباط داشته باشند. سناریوها با زمینه استفاده آنها ارتباط تنگاتنگ دارند.

Personaها

Personaها ویژگی‌های رفتاری کاربران نمونه را بیان می‌کنند. ابتدا توسط کوپر (۱۹۹۹) معرفی شده‌اند. راه حل کوپر طراحی برای کاربر واحد که قسمتی از هدف سیستم یا محصول طراحی شده‌است بود. این رویکرد دو سود دارد. اول طراحان تنها باید روی نیازمندی‌های Persona تمرکز کنند. دوم جزئیات طرز فکر هرکسی در ارتباط با Persona باعث می‌شود تا آنها در تنوع ذینفعان گویا باشند.
Persona‌ها برای خروجی‌های تولید داده طراحی شده بودند و بر اساس داده‌های تجربی جمع آوری شده در مورد کاربران نمونه که به صورت معمول فعالیت می‌کنند تولید می‌شوند.
Persona‌ها بجای اینکه براساس داده‌های واقعی باشند، ممکن است براساس فرضیاتی که از تجربیات تفسیر شده یا به اشتباه تفسیر شده و نشئت گرفته از ارزش‌های فردی و سازمانی هستند باشند. Persona‌های فرض شده افراد را برای درک ارزش Persona در طراحی و چگونگی فرضیاتی که آنها را به تصویر می‌کشد کمک می‌کند. در صورتیکه Persona برای هدف ویژه‌ای طراحی شده باشد، در مقالات مختلف از آنها با عنوان Persona موقتی (کوپر و دیگران، ۲۰۰۷) و Ad-Hoc Persona (دونالد نورمن، ۲۰۰۶) یاد شده‌است.

معایب رویکردهای کاربر محور

رویکرد‌های کاربر محور عمومی هستند. از چشم انداز طراحی امنیت، درک ضعف‌ها از آنجاییکه ممکن است منجر به معرفی غیر عمد آسیب پذیری‌ها در طراحی شود مهم است.
اول: رویکرد‌های کاربر محور فرض می‌کنند که طراحی قابل کاربرد باید بر طراحی کلی سیستم مقدم باشد. از آنجاییکه طراحی هم‌زمان شاید ممکن باشد، یک پروسه طراحی تکراری با درنظر گرفتن فاکتورهای بشری توصیه می‌شود.