بررسی رابطه بین ابعاد ساختار سازمانی با وضعیت مدیریت دانش در سازمانهای دولتی شهر بندر عباس- قسمت ۱۲

دا دامنه پایداری و ثبات 

 

 

کا رها بسیار رسمی و متمرکز است 

 

تولید کالاهای استاندارد با بازدهی بالا 

 

کنرل هزینه 

 

۲-۸ ارتباط متغیرهای ساختاری با استراتژی:
اثر متغیرهای ساختاری بر روی استراتژی را نیز می توان در نمودار ۸-۲ ملاحظه نمود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پیچیدگی
با افزایش پیچیدگی احتمال مربوط به موارد زیر زیاد می شود:
۱- اعضای سازمان که با مسائل (عوامل ا انگیزشی)رو به رومی شوندمتوجه اهمیت وجنبه استراتژیک آن نمی شوندزیرا از نظر سلیقه کوته نظر شده اند.
۲- هر نوع تصمیم به سبب قرارگرفتن در محدودیتهای مختلف به گونه ای در می آید که نمی تواند هدفهای سازمان را تامین کند.
۳- اقدامات استراتژیک محصول مذاکرات سیاسی است که در درون سازمان رخ می دهد واقدمات به صورت گام به گام است.
۴- تعصب و یکسو نگری اعضای سازمان (اعضای کوته نظر)خود عاملی تهدید کننده است ومانع ازاخذتصمیمات استراتژیک می شود ودر نتیجه به ام ندرت امکان داردکه در این تصمیم گیریها انجام ویکپارچگی مشاهده شود.
رسمیت
هرقدراموررسمی تر شوداحتمال آن بیشتر است که:
۱- تصمیمات استراتژیک تنها به صورت واکنش در برابر مسائل یا بحرانهایی باشد که در کنترل سیستم رسمی پدیدار می گردند.
۲ ۲- تصمیمات اتخاذ شده حالت خلاصه شده دارند، نوعی راه علاج هستند،خود به خود به صورت معرف درمی آیندکه در نتیجه وسیله جایگزین هدف م می شوند
۳- اقدمات استراتزیک نتیجه فرایندهای استاندارد سازمانی است و اقدامات به صورت گام به گام انجام می گیرد.
۴ ۴- استانداردهای سازمان بزرگترین عامل تهدید کننده تصمیمات استراتژیک است که بایدجنبه فراگیر داشته باشند. تصمیمات تا حدودی منسجم می
باشد.
تمرکز
هرقدر امورمتمرکزترشوداحتمال آن بیشتر است که:
۱ ۱- تصمیمات استراتژیک به وسیله تعداد انگشت شماری گرفته شود.این تصمیمات بیشتر جنبه پیشگیرانه دارد و افراد درصدد بهره جستن از ق موقعیتها و وفرصتها بر می آیند..
۲ ۲- مسیر تصمیمات در جهت تامین هدفهای(مثبت)است(سلطه آینده را تعیین میکند)و با وجود تغییرات عمده ای که در وسائل تامین هدف به وجود آم آمده، بازهم هدفهای بالا مورد تاکید قرار می گیرد.
۳ ۳- اقدامات استراتژیک در مسیر راه های آگاهانه وعقلانی(بخردانه) صورت میگیرد که معمولا از استراتژی کنونی فاصله دارد
۴ ۴- نوع شناخت مدیریت عالی سازمان بزرگترین عامل تهدید کننده فرایند استراتژیک فراگیر اسرت. تصمیمات نسبتا منسجم و یکپارچه است.

 

(اعرابی، ۱۳۸۵)
۲-۱-۷-۳ ارتباط محیط با متغییرهای ساختاری
شواهد نشان می دهد که محیط پویا (در مقایسه بام حیط ایستا) بیشتر بر ساختار سازمانی اثر می گذارد وسازمان را به مسیر ارگانیک سوق می دهد. وقتی سازمان از تکونولوژی تکراری و یکنواخت استفاده کند،
ساختار به صورت مکانیکی در خواهد آمد یک محیط ایستا نمی تواند بر اندازه وتکنولوژی سازمان اثر زیادی داشته باشد.به منظور تبیین بیشتر، به بررسی ارتباط محیط با هر یک از متغییرهای ساختاری پرداخته می شود:
ارتباط محیط با پیچیدگی:
نامطمئن بودن محیط وپیچیدگی سازمانها با یکدیگر رابطه مستقیم دارد، یعنی هر قدر عوامل محیطی نامطمئن تر شوند پیچیدگی سازمان بیشتر می شود،از این رو سازمانها برای نشان دادن واکنش در مقابل محیط پویا وپیچیده، سعی می کنند واحدهای خود را (از نظر ساختاری) بسیار متفاوت نمایند. چنانچه سازمان بامحیط در حال تغییر روبه رو شود باید به عوامل محیطی بیشتر توجه کند، یعنی ساختارواحدهای سازمانی را تغییر دهد تابتواند در برابر هرگونه عوامل محیطی واکنش مناسب نشان دهد، به همین ترتیب سازمانی که دریک محیط پیچیده قرارگیرد باید خود را با تعداد بیشتری از نیروها وواحدهای متخصص مجهز نماید.
ارتباط محیط با رسمیت:
محیط پایدار موجب می شود که امور سازمان به صورت بسیار رسمی درآید زیرا چنین محیطی نیاز به واکنش های مکرر ندارد و سازمان می تواند با استاندارد کردن فعالیتهایش در وقت وهزینه صرفه جویی کند. درباره پذیرفتن این واقعیت که محیط پویا باعث می شود کارها کمتر رسمی شوند، باید با احتیاط بیشتری صحبت کرد، زیرا اولویتهای سازمان در این است که هر چه بیشتر خود را در برابر عوامل نا مطمئن محیط مصون سازد. اگر محیط بسیار پویا باشد سازمان مجبور می شود فعالیتهای مربوط به عوامل بیرونی را کمتر و عوامل درونی را بیشتر رسمی کند.
ارتباط محیط با تمرکز:
هرچه محیط پیچیده تر باشد ساختار غیرمتمرکزتر می شود. اگر عواملی که در محیط وجود دارندمتفاوت باشند،سازمان باید از طریق غیر متمرکز کردن فعالیتها در صدد رویارویی با پدیده های عدم اطمینان برآید.مدیریت نمی تواندمحیط بسیار پیچیده را تحمل کندزیرا توان مدیریت در پردازش اطلاعات کم می شود،بنابراین اتخاذ تصمیمات به گروه های پایین تر وزیر مجموعه های سازمانی سپرده می شودو در این باره اختیارات به دیگران تفویض می گردد.
سازمان از طریق غیر متمرکز کردن امور می کوشد نسبت به عوامل ناپایدار محیط واکنش مناسب نشان دهد.هنگامی که سازمان ناگزیر باشد در برابر عوامل متفاوت محیطی، واکنش های متفاوت نشان دهد، درصدد بر می آید تاواحدهایی غیر متمرکز به وجود آوردکه هر یک بتوانند به بخشی از این عوامل پاسخ دهند.
۲-۱-۷-۴ ارتباط تکنولوژی با متغیرهای ساختاری
ارتباط تکنولوژی با پیچیدگی:
ساختار سازمان هایی که کار یکنواخت انجام می دهند،دارای پیچیدگی بسیار زیادی است. کارهای تکراری باعث می شود که سازمان در دوجهت افقی و عمودی دارای سطوح و واحدهای زیادی شود که همین امر موجب می گردد تا ارتفاع هرم ساختار بلندتر و ساختار مزبور دارای پیچیدگی بیشتری شود.
ارتباط تکنولوژی با رسمیت:
رسمی بودن امور و فعالیتهای سازمان با تکنولوژی رابطه بسیار مستحکمی دارد. نتیجه تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده نشان می دهد که یکنواخت بودن کارها موجب می شود تا بخشنامه،دستورالعمل ها، شرح وظایف و سایر اسناد رسمی صادر گردد. تکنولوژی های تکراری این امکان را به وجود می آورد که مدیریت بتواند قوانین و مقررات رسمی را تدوین و اعمال کند و تکنولوژی های غیرتکراری ایجاب می کند که یک سیستم کنترل با انعطاف پذیری لازم به وجود آید.
ارتباط تکنولوژی با تمرکز:
رابطه تکنولوژی و تمرکزچندان روشن نیست. به صورت ظاهر، چنین به نظر می رسد که اگر کارها یا فعالیتهای سازمانی یکنواخت باشد، از نظر ساختاری، سیستم تصمیم گیری آن متمرکز است، در حالی که سازمان هایی که از تکنولوژی غیریکنواخت استفاده می کنند، کارهایشان به شدت در گروتخصص و دانش افراد متخصص است، معمولا تفویض اختیارمی کنند وسیستم تصمیم گیری آنها غیر متمرکز است. این دیدگاهی است که مورد تایید قرار گرفته است، ولی نتیجه کلی تری که میتوان گرفت این است که رابطه بین تکنولوژی وتمرکزبه وسیله میزان یا درجه رسمی بودن امور تعدیل می شودمقررات رسمی وتصمیم گیریهای متمرکز،از ابزارهای کنترل هستندومدیریت سازمان می تواندآنها را جایگزین یکدیگرکند. اگر در سازمانی قوانین و مقررات در سطح پایین باشد، تکنولوژی یکنواخت وکنترل مرکزی به یکدیگر نزدیک می شوند،ولی اگر کارها وفعالیتها بسیار رسمی واستاندارد باشد، در آن صورت تکنولوژی یکنواخت و سیستم غیر متمرکز تصمیم گیری با هم قرین می شوند. بنابراین می توان پیش بینی کرد که تکنولوژی یکنواخت موجب تمرکز خواهد شد، ولی تنها در صورتی که کارها و فعالیتها چندان رسمی و استاندارد نباشد.(الوانی، دانایی فرد، ۱۳۹۰)
۲-۱-۷-۵ ارتباط اندازه و چرخه حیات سازمان با متغیرهای ساختاری:
ارتباط اندازه سازمان با پیچیدگی: بلو[۱] در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که هرقدر اندازه یا بزرگی سازمان بیشتر شود پیچیدگی کمتر خواهد شد. به همان گونه که آرگریس[۲] یاد آور می شود، این نتیجه را می توان تنها در مورد سازمانها و نهادهای دولتی به کاربرد. مایر[۳] به مدارکی دست یافت مبنی بر این که اندازه یا بزرگی سازمان بر میزان پیچیدگی کارها اثر می گذارد و چنین نتیجه گیری می کند که اندازه یا بزرگی سازمان در سازمان های دولتی ، بر پیچیدگی موثر است (ولی روند مسیر نزولی طی می کند).
آیا این نتیجه در مورد شرکتها هم کاربرد داردیا خیر؟ این سوالی است که باید به آن پاسخ داد. در سازمان هایی که مدیران ازاختیارات و آزادی عمل بیشتری بر خوردارند، ساختار تعیین‌کننده اندازه یا بزرگی واحد سازمان است. اگر مدیران از آزادی عمل و اختیار برخوردار باشند، ترجیح می دهند که ساختار را پیچیده تر کنند(چیزی که با تئوری مدیریت سازگار است)، زیرا همواره فعالیتها وکارها افزایش می‌یابد.
هیچ یک از این دو دیدگاه را نمی‌توان رد کرد زیرا رابطه بین اندازه یا بزرگی سازمان و ساختار بر روی یک دایره قرار گرفته‌است. مدارک و شواهد موجود، موید این است که اندازه یا بزرگی سازمان موجب به وجود‌أمدن واحدهای متعدد با ساختارهای مختلف می‌شود، همچنین افزایش واحدها با ساختارهای گوناگون نیز موجب گسترده شدن و بزرگتر شدن سازمان می شود. و از نظر ساختار بسیار متفاوت هستند، نمی توان مدرکی مشخص ارائه کرد. در واقع نتیجه یک تحقیق نشان دادکه اندازه یا بزرگی سازمان تنها عاملی است که می تواند موجب پیدایش واحدها در روی محور عمودی سازمان شود، هرچند که در بیشتر موارد این واحدها از نظر ساختار بین ۵۰تا ۵۹درصدبا هم اختلاف داشتند. نتیجه تحقیق دیگری نشان داد که بین بزرگی یا اندازه سازمان و ساختارهای متفاوت و واحدهایی که در سطح افقی به وجود می‌آیند رابطه‌ای مستحکم وجود‌دارد، یعنی هر قدر سازمان بزرگتر باشد، بخش‌های کارگران در درون سازمان بزرگتر خواهد‌شد. در مورد واحدهای وظیفه ای نیز این وضع صدق می‌کند.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

برچسب ها :

ناموجود